محمد حسينى همدانى نجفى
50
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
خواهد بود هم چنان كه بر حسب روايات ضرس و دندان كافر مانند كوه احد بوده و صورت او صورت كلب و خنزير است و در آتش ذوب خواهد شد و سپس متبدل شده و جلود و اعضاء آنها بار ديگر به صورت اول خواهد درآمد . گفته شده بدنى كه در عالم قيامت محشور مىشود با اينكه بر حسب ماده غير از اين بدن عنصرى است بر حسب حكم كلى و خلاصه آن قوام هر موجودى به صورت آنست نه به ماده كه ماهيت آنست و تمام حقيقت و مبدء فصل اخير آن به صورت آنست نه بماده آن و چنانچه فرض شود كه صورت از ماده مجرد باشد هر آينه صورت با اين تجرد باقى خواهد ماند و حاجت صورت بماده از نظر قصور بعض افراد صورت است از تفرد آن بذاته بدون ماده و بالاخره نسبت ماده به صورت نسبت نقص به تمام است نظر باينكه شىء مع تمامه واجب الحصول بالفعل است و در صورت نقض ممكن بالقوه خواهد بود و اين در امريست كه ماده با صورت متحد هستند و وابسته بيكديگرند . و نيز گفته شده ضرر ندارد كه بدن اخروى اهل بهشت نورانى و باقى و شريف وحى لذاته باشد و نيز غير قابل فناء و موت و مرض باشد و نيز بر حسب قاعدهء كليه آنست كه شىء به صورت آن است نه بماده آن و بقاء موجود بشخصه منافات ندارد با اينكه عوارض آن متبدل شود و نفس ماده به خصوصيتها از جمله عوارض است و نيز قاعده كليه آنست كه در عالم قيامت نفس انسانى متبدل نيست زيرا كه وجود نفسانى اقوى تجوهرا و تقررا مىباشد از صورتهاى مادى كه متجدد و متبدل است . توضيح و پاسخ آنست كه منافات ندارد كه بدن اخروى انسانى عين مادّه دنيوى باشد ولى نورانى و باقى وحى بذاته و غير قابل فناء و زوال مىباشد از نظر اينكه لازم نظام طبع آنست كه بدن مادى دنيوى بر حسب اين نظام مركب از اضداد و اخلاط كثيفه باشد .